You are here: Home / مروری بر آلبوم مریودر پوست پاویلیون اثر انیمال کولکتیو

مروری بر آلبوم مریودر پوست پاویلیون اثر انیمال کولکتیو

Submitted by Ferri Tafreshi on Wed, 01/20/2010 - 06:08.

موسیقی، آنگونه که ما آن را می شناسیم در طول دهه های گذشته دچار پوست اندازی

مروری بر آلبوم مریودر پوست پاویلیون اثر انیمال کولکتیو

نویسنده: پدرام موبدی

ژانویه ۲۰۱۰

موسیقی، آنگونه که ما آن را می شناسیم در طول دهه های گذشته دچار پوست اندازی های متعددی شده است. اجازه دهید به این نپردازیم که بیتلز 1 ، بیچ بویز 2 ، بووی3، پینک فلوید4 و یا جوی دیویژن5 چه تغییراتی در آن ایجاد کردند چون دوباره باید برویم سر همان مسابقه کشتی آزاد قدیمی مان که آیا این سید برت6 بود که ابتدا فلان کار را کرد و یا ترتینث فلور الویتورز7 و بعد اینکه تو چقدر آیرون میدن8 شنیدی و چرا من جفرسون ایرپلین9 زیاد گوش می دهم و چرا شما دوست دختر بنده را دزدیدی و یا مقصر اصلی گرمایش زمین خود شخص ال گور10 است و غیره. امروز صرفاً می خواهیم چند جانور را زیر ذره بین بگیریم

انیمال کولکتیو11 همان گونه که از نامش بر می آید مجموعه ای از چند جانور است با تخلص های مخصوص خودشان که از بالتیمور12 آمده اند و در چند سال ابتدایی تشکیل گروه، کمابیش هرحیوانی ساز خودش را میزد. نوا لنوکس13 معروف به پاندا بیر14 (خرس پاندا) به همراه دیوید پورتر15 معروف به اوی تر16 هسته اصلی این گروه سایکدلیک پاپ17 مستقل آمریکایی را تشکیل می دهند. چند آلبوم اول انیمال کولکتیو به طرز هولناکی تجربی بودند. صرفاً جهت اطلاع، این جانوران علاقه زیادی به موسیقی قبیله ای آفریقا دارند و گاهی اوقات فراموش می کنند سرزمین مادری شان کجاست و لهجه خود را همچون بومیان مالی و اتیوپی تغییر می دهند. اگر از ریتمی خوششان بیاید یازده دوازده دقیقه با آن خوشگذرانی می کنند. هر کدام برای خود پروژه های تکی (سولو18) خود را دارند. تقریباً از سال 2005 و با آلبوم فیلز19 بود که تصمیم گرفتند افکار خود را روی هم قرار دهند و صدایی از آن خود داشته باشند. و بالاخره گذشت زمان نشان داد که این معقولانه ترین تصمیمی بود که تا به حال گرفته اند

همزمان با سیر رو به رشد و منتقد پسند کارهای انیمال کولکتیو، پاندا بیر در سال 2007 با آلبوم پرسون پیچ20 که پروژه شخصی خود  وی بود و قبلاً هم یکی دوبار استعدادهای خود را با آن سنجیده بود ناگهان جذر و مد عظیمی را در رسانه ها و عموم به راه انداخت. این آلبوم که حاوی هفت ترانه نسبتاً بلند بود تلفیقی غریب از تجربه های قبلی انیمال کولکتیو را ارائه می داد که با الهام گیری های رویاگونه پاندا بیر از بیچ بویز و کارهای برایان ویلسون21 انسان را بی اختیار وارد پارکی آبی واقع در ناخودآگاه کودکانه خود می کرد. انیمال کولکتیو در همان سال آلبوم سترابری جم 22 (مربای توت فرنگی) را منتشر ساخت که شباهت هایی با پرسون پیچ داشت اما کمی شلوغ تر و الکترونیک تر بود. به نظر میرسید سال 2007 نقطه عطفی در تاریخچه گروه به حساب می آید. انیمال کلکتیو باغ وحش خود را یافته بود. حالا همچون ریدیوهد23 و فلیمینگ لیپس24 در اوایل دهه اول هزاره سوم، این گوش مخاطب بود که باید خود را با طغیان گری های این حیوانات تطبیق می داد. نوبت عرض اندام واقعی آنها سر انجام در اوایل سال 2009 بعد از یکی دو کار جزئی و کنسرتهایی هوادارجمع کن فرا رسید

مری ودر پوست پاویلیون25 هشتمین و بی زائده ترین آلبوم انیمال کولکتیو است که در آن از تجربیات جدید و تکروی های قبلی خبری نیست. از این دیدگاه و به نسبت هویت اسبق این حیوانات، این آلبوم اثر پاپ گروه به شمار می رود. تمام صداهای قبلی کماکان باقی اند اما بشدت ساخت یافته تر، هماهنگ تر و محافظه کارانه تر. اما در عین حال با جرات می توان گفت تا به حال آلبومی به سیاق مری ودر ساخته نشده است. کمی اغراق آمیز است و شاید پس از گذشت چهل و اندی سال از ورود سبک سایکدلیک و بلاهایی که کینگ کریمسون26، هندریکس27، ولوت آندرگراند28 یا امرسون لیک اند پالمر29 بر سر آن آوردند، این جمله کمی عجیب بنظر برسد. ولی برای دوستانی که با پافشاری مثال زدنی و تاکید خودنمایانه بر مرگ موسیقی و جمله هایی از قبیل «راک در دهه نود مرد.» یا «دیگر آهنگی ساخته نمی شود که شبیه دیگری نباشد.» و یا «اصولاً آلبوم های امروزی ماندگار نیستند و باید همواره رجعت کرد به خاکستر باب مارلی30 و بادی هالی31 و موریسون32 و سانی بوی ویلیامسون33 چون آنها بودند که اول...» مثال های نقضی بس کوبنده وجود دارد و شاید مری ودر یکی از بارز ترین آنها باشد. همواره این گونه آلبوم ها را باید از دو دیدگاه بررسی کرد. اولی از دیدگاه هواداران دو آتیشه گروه که شاید گوش نواز تر از این آلبوم چیزی نشنیده باشند و همگرایی مبارک اعضا برای آنها بهترین خبر باشد. و دومی برای گوش هایی که تا به حال به این جانوران برنخورده اند. این جاست که واقعاً مشکل داریم! این سرسام بی انتها چیست؟ چرا یک جمله را هشتصد بار می گویند؟ حالم بد شد بزن آهنگ بعدی! سی دی بهتری برای توی ماشین نداشتی؟ تو مغزت پاره سنگ برداشته؟ کی ان اینا؟...این گروه شنوندگان یا باید کلاً قید انیمال کلکتیو را بزنند و یا باید صبر پیشه کنند

پاندا بیر و اوی تر به همراه بقیه اعضا گروه از جمله برایان وایتز34 معروف به ژئولوژیست [35(زمین شناس) و جاش دیب36 معروف به دیکین37 همگی توانایی وافری در ساختارشکنی عناصر تشکیل دهنده یک ترانه دارند. حتی هنگامی که ساختار آهنگ کاملاً کلیشه ای و عادی است آنقدر با بازی کلمات آنرا رنگ و لعاب می دهند تا در نهایت همگی به سرگیجه ای شیرین دچار شویم. در مریودر، دیکین غایب بود و جایگزین وی بن الن38 تهیه کننده بود. شاید متعارف بودن نسبی مری ودر تا حدودی مدیون غیبت دیکین باشد وشاید هم نه

از دیدگاه سایکدلیک (توهم زا) بودن خمیرمایه آلبوم، میتوان از طرح روی جلد آن شروع کرد و  لزوماً به پایان مشخصی هم نرسید. این طرح که خطای چشمی گیج کننده ای است، کاری از روانشناسی ژاپنی با نام آکیوشی کیتا اوکا39 می باشد و با نگاهی نه چندان دقیق، ناگهان برگ ها شروع به حرکت می کنند و شما قربانی هیپنوتیزمی می شوید که خودتان شجاعت امتحانش را داشتید. شاید پیش نیاز ورود به مریودر همین باشد. زحمت ترجمه نام مریودر پوست پاویلیون را نیز به خود ندهید چون آمفی تئاتری واقع در مریلند40 است که جیمی هندریکس، جنیس جاپلین41 و گریتفول دد42 به همراه بسیاری از بزرگترین نامهای موسیقی در آنجا اجرا داشته اند و برای اعضا گروه نوعی حس نوستالژی دارد. پس کنکاش بیشتر در آن ضروری نیست و دوستانه پیشنهاد می کنم سعی در اکتشاف پازلهای انیمال کولکتیو نداشته باشید چون اصولاً انیمال کولکتیو رمزی و در لفافه سخن نمی گویند. انیمال کولکتیو که تول43 نیست

با وجودی که تعیین ژانر برای مریودر کمی دشوار است اما نهایتاً از دید تکنیکی باید آن را الکتروپاپ44 شمرد. ذات الکترونیک آن با افزایش شماره ترانه ها بیشتر نمود پیدا می کند. با این وجود اصراری نیست که آن را تحت طبقه بندی غیر از سایکدلیک قرار دهیم. بر خلاف اکثر آثار مشابه در این ژانر و با شنایی جسورانه بر خلاف جریان رود، مری ودر آلبومی مسرت بخش و خوش بین است. قصد ندارد با غمگین کردن شما و یا ارجاع شما به کتاب و منبعی خاص، ذهن شما را درگیر کند. در هیچ ترانه ای اثری از خود نمایی تکنیکی نمی بینیم. تکنوازی تقریباً وجود ندارد. پیام فلسفی در کار نیست. صدای پاندا بیر و اوی تر پتانسیل بالایی برای رسیدن به برایان ویلسون یا ریوفوس وینرایت45 دارند اما حتی بر آن ها نیز تاکید نمی شود. این تنها انعکاس و بازخورد این صداهاست که زمینه ترانه ها را تشکیل می دهند. در ضمن نمود های زیبایی نیز از شبه باروک46 پاپ استفاده شده در کارهای پاندا بیر نیز در آنها موجود است

ترانه آغازین آلبوم «این د فلاورز47 (در میان گلها)» تکلیف خود را کاملاً با شنونده مشخص می کند: گزارشی از مشاهده یک دختر رقاص در راه برگشت به خانه و حسادت به کودکی خیالی که با وی خواهد رقصید و ناگهان بمبی که در مخیله این شخص منفجر می شود و رویای خود را با این رقاص بسط می دهد. «مای گرلز 48(دختران من)» که از بهترین ترانه های آلبوم است با یک معرفی سینتیسایز شده با ضرب آهنگ آرام آغاز می شود و سپس با ضرب آهنگ بالاتر، اما به همان اشعار ادامه پیدا می کند. سادگی اشعار بکار رفته در سرتاسر آلبوم را می توان در خطوط اول همین ترانه دید: «احساس می کنم به چیزهای زیادی احتیاج ندارم، روحی با ثبات و خونی جاری؛ اما با دختری کوچک و در کنار همسرم فقط یک خانه درست حسابی می خواهم.49» این توضیح شرایط بی تکلف و سطحی که تقریباً محتوای ادبی تمام مریودر است همچون سمپل های کوتاهی از قطعه ای بلند تر، مدام و بدون ترتیب خاصی تکرار می شوند به طوری که نمی توان ورس ها50 را از کورس51 ها تمیز داد. خودتان باید تشخیص دهید که کدام قسمت را به عنوان خط اصلی ترانه انتخاب کنید. اشعار و به همراه آنان صداهای پاندا بیر و اوی تر همچون جیوه بر سطح صیقلی ترانه ها شناورند. گاهی همچون یینگ و ینگ، پاندا بیر زمینه اوی تر می شود و گاهی بالعکس. اما با این که خارج از ریتم درام قرار ندارند، گویی می توان عناصر ترانه را با دست جا به جا کرد بدون اینکه کسی ناراحت شود. هر ترانه مدتی را صرف تشکیل خود می کند. لایه های صدا یکی یکی روی هم قرار می گیرند اما با این حال این یازده اثر به شیوه سینمای غیرخطی آوانگارد آغاز و پایان ملموسی ندارند

ترانه ها از کارهای روزانه، لباس های تابستانی، شیرجه در پیچش موهای یک دختر و نقاشی بر پوست وی سخن می گویند. عمیق نیستند اما زیبایی آن ها در همین سادگی شان است. در «تیست52 (مزه)» داریم: «آیا من تمام چیزهایی هستم که در خارج از من قرار دارند؟ یا من خود را بدون چیزهایی که در اطرافم قرار دارند کامل می کنم؟53» و در «دیلی روتین54 (کارهای روزانه)» سایه ای از تجردگرایی را نیز می شنویم: «تنها لحظه ای دیگر در تختم، امیدوارم دستگاهم درست کار کند، وقتی دقیق تنظیم شود، خیلی زیبا کار خواهد کرد.55» اما پنداری سعی مضاعفی شده است که اشعار، مرکز توجه قرار نگیرند. پس کلمه های قلمبه سلمبه ای در کار نیستند. این، مجموعه تمام عوامل ذکر شده است که در قالب یک آهنگ، خطی بر ذهن می اندازند و نه تک تک آنها

آلبوم با یکی دیگر از کارهای کلیدی خود با نام «برادر اسپورت56» خاتمه می یابد که البته نام آن هیچ ربطی به ورزش ندارد و نوعی فریب لفظی است که با تکرار جمله «ساپورت یور برادرز 57(از برادرانت پشتیبانی کن)» ناخواسته تولید می شود. شاید در میان ترانه های آلبوم، «برادر اسپورت» شادترین، مهیج ترین، پر انرژی ترین و به نظر من بهترین آنها نیز است. این ترانه که طولانی ترین اثر مری ودر است، اوج هارمونی بین دو خواننده گروه می باشد و با اینکه موسیقی محلی مکانی خاص را به خاطر نمی آورد، گویی نوای کارنوالی پرهیاهو در ناف ریودوژانیرو است که از جلوی شما می گذرد و هل هله کشان و سوت زنان به رقص خود ادامه می دهد. حتی پایان مری ودر هم خوش و امیدوارکننده است. ممکن است نقش اول ترانه های آلبوم، جوانی دراز کشیده بر روی تخت قبل از رفتن به سر کار باشد که برای خود خیالبافی می کند اما از روی همین تخت ما را به مسافرت های زیادی می برد. حداقل یازده تا! مسافرت هایی که شبیه هم هستند اما هریک نیمچه داستان خود را دارند

زیگموند فروید58 در مجموعه سخنرانی های خود تحت نام «رویا ها59» به وجود  ماشینی به نام دریم ورک60 اشاره می کند که با جمع کردن داده ها و تصاویر موجود در مغز و سپس اعمال الگوریتم های خاصی همچون، جا به جایی زمانی، تغییر کاراکترها و المان های دیگر، سمبول سازی و غیره فیلمی را تهیه و پخش می کند که در نهایت همان رویایی است که ما مشاهده می کنیم. احتمال می دهم حداقل یکی از اعضای انیمال کولکتیو این ها را خوانده و سپس برای بقیه تعریف کرده باشد. زیرا مریودر پوست پاویلیون تمام این جنبه ها را رعایت کرده است. اما در عین حال گوش فرا دادن به این آلبوم زیاد هم کار ساده ای نیست. ترجیحاً بهتر است آنرا برای خود و در اوقات بیکاری پخش کنید و بعد بروید با دوستانتان درباره آن صحبت کنید. مواظب باشید آن را در هیچ مهمانی پخش نکنید زیرا خودتان مجبور می شوید آن را عوض کنید. جزئیات زیادی در مریودر وجود دارد که بهتر است صرفاً پس زمینه مکالمه شما با دوستانتان نباشد

مری ودر پوست پاویلیون در ژانویه 2009 توسط شرکت ضبط دومینو61 منتشر شد و نهایتاً مکان اول اکثر فهرست های امسال را از آن خود کرد. خدا را شکر بالاخره یک اثر ماندگار تاریخ موسیقی در زمان خودش شناخته و از آن تقدیر شد. چرا باید هر دفعه بیست سال صبر کنیم؟

Pedram Mobedi is the proprietor of This Winki's.


1 The Beatles

2 The Beach Boys

3 David Bowie

4 Pink Floyd

5 Joy Division

6 Syd Barrett

7 13th Floor Elevators

8 Iron Maiden

9 Jefferson Airplane

10 Al Gore

11 Animal Collective

12 Baltimore

13 Noah Lennox

14 Panda Bear

15 David Porter

16 Avey Tare

17 Psychedelic Pop

18 Solo Projects

19 Feels

20 Person Pitch

21 Brian Wilson

22 Strawberry Jam

23 Radiohead

24 The Flaming Lips

25 Merriweather Post Pavilion

26 King Crimson

27 Jimi Hendrix

28 Velvet Underground

29 Emerson, Lake & Palmer

30 Bob Marley

31 Buddy Holly

32 Jim Morrison

33 Sonny Boy Williamson

34 Brian Weitz

35 Geologist

36 Josh Dibb

37 Deakin

38 Ben Allen

39 Akiyoshi Kitaoka

40 Maryland

41 Janis Joplin

42 Grateful Dead

43 Tool

44 Electro-pop

45 Rufus Wainwright

46 Baroque

47 “In the Flowers”

48 “My Girls”

49 “There isn’t much that I feel I need, a solid soul and the blood I bleed, but with a little girl and by my spouse, I only want a proper house.”

50 Verse

51 Chorus

52 “Taste”

53 “Am I really all the things that are outside of me? Or I complete myself without the things I like around?”

54 “Daily Routine”

55 “Just a sec more in my bed, hope my machine’s working right. When it’s just precisely tunes that’s how it comes out so nice.”

56 Brother Sport

57 “Support Your Brothers”

58 Sigmund Freud

59 Deams

60 Dreamwork

61 Domino Records